۱۳۸۸ خرداد ۶, چهارشنبه

تیتر های خبرهای ورزشی روز 6 خرداد در لیگ برتر

HTML clipboard

۹۰ :
- سرخ ترين چهارشنبه آسيا ، بخند پرسپوليس.
- جشن در هتل ، پيش درآمد جشن در آزادي.
- وينگادا : حريف ما بنيادكار است، نه ريوالدو !
- با اجازه مرفاوي ؛ استقلال دنبال گزينه بين المللي.
- كاشاني : آرزويم قهرماني در پرسپوليس است.
- خليلي : ريوالدو قبلاً بازيكن بزرگي بوده ، الان نه !
- بيات : از محتويات آمپول هاي تزريقي مطلع نبودم.
- پيشنهاد خوب مسي ها به طالب لو.
- ابراهيم زاده : به دنبال جذب بازيكنان با كيفيت هستيم.

پيروزي :
- آزادي را براي ازبك ها جهنم كنيد نه سرخپوشان.
- ۵ گل به اندونزي براي روحه گرفتن.
- قطبي : صداي ليدرهاي ايران بايد در آسيا بپيچد.
- پروين هم مي آيد.
- علي آبادي ديروز در اردو ، امروز در ميان هواداران .
- پرسپوليس در جاده افتخار و اقتدار.
- كار بنيادكار تمام است.
- بنياد كار بدون باخت مقابل ايراني ها.
- پرسپوليس ۱۵ سال بدون شكست درآزادي.
- خوش و بش ريوالدو و وينگادا.
- نيكبخت بعد از بازي افشاگري مي كند !
- اين پرسپوليس بنياد برانداز است.
- خليلي : ريوالدو فقط اسم و رسم دارد.

ابرار ورزشي :
- پرسپوليس ايران- بنيادكار ازبكستان.
- پروين: همه چيز بعد از بازى مقابل بنيادكار مشخص مى شود.
- انصاري فرد : پرسپوليس به خاطر ۲۳ ميليون تعليق نمي شود.
- درصورت جذب بازيكنان مورد نظرم؛‌قلعه نويى: قول مى دهم سپاهان را قهرمان كنم.
- مرفاوى: فقط به عنوان سرمربى در استقلال كار مى كنم.
- عنايتي: بدون قلعه نويي هم استقلال اولويت اولم است.
- روبات هاى اندونزى كيسه بوكس تمرينى تيم ملى.
- تراكتورسازى تبريز و شاهين بوشهر صدرنشينان مشترك ۵۰ امتيازى.
- جبارى: بعد از گرفتن طلبم و معرفى سرمربى در مورد استقلال تصميم مى گيرم.
- تماس واعظى آشتيانى با عنايتى: فصل بعد بايد پيراهن استقلال را بر تن كنى.
- دل كندن از استقلال آسان نيست.
- اميرآبادى: اول استقلال بعد تيم هاى ديگر.
- جنگ ستارگان قدرتي با هنرمندان مينياتوري.

کيهان ورزشي :
- تمرين گلزني تيم ملي براي غلبه بر كره شمالي.
- يورش پرسپوليس براي عبور از ياران ريوالدو.
- فينال جام باشگاههاي اروپا ؛ بارسا - منچستر همه راهها به رم ختم مي شود.
- بوي صعود تراكتور به تبريز رسيد.
- انصاريان: از هواداران پرسپوليس عذرخواهي مي كنم.
- پرويز كماسي : مجبور شدم جدا شوم.
- تماس تلفني آشتياني با سامره و عنايتي.
- كفاشيان: علاقه مند به برگزاري ديدار با آمريكا هستيم.
- اولادي : در اردوي چين به تيم ملي مي پيوندم.
- مرفاوي : فقط به عنوان سرمربي در استقلال كار مي كنم.

خبر ورزشي :
- نبرد ديدني ريوالدو – كريمي ؛ حمله ارتش سرخ به بنياد ازبك ها.
- خليلي : ريوالدو ! به جهنم آزادي خوش آمدي.
- عنايتي قلعه نويي را دور زد.
- تيم ملي تمرين گلزني كرد.
- معدنچي هم به لاليگا مي رود.
- جواد نكونام : هم قلبم مي گويد بارسلونا مي برد هم مغزم.
- پرسپوليسي هاي سابق امروز به ورزشگاه مي آيند.
- محمد : كليد بازي امروز دست كريمي است.
- اولادي : مشكل شخصي داشتم در امارات مي مانم.
- سرمربي بنيادكار : تماشاگران يار دوازدهم پرسپوليس هستند.
- وينگادا : امروز به حمايت هواداران خيلي نياز داريم.
- نيكبخت امروز جايي در تركيب اصلي ندارد.
- منچستر يونايتد - بارسلونا ؛ شب ستاره باران آسمان رم.

استقلال جوان :
- شياطين را بكش.
- فتح اله زاده : نبايد حق كسي ضايع شود.
- استقلال و پرسپوليس در مرز سودآوري.
- پورحيدري : اينجا همه چيز خوب است.
- كره شمالي را مي زنيم.
- بازيكن آزاد كه ليست فروش ندارد.
- اميرآبادي : هيچ وقت به خاطر پول بحث نمي كنم.
- رويارويي دو سبك متفاوت حاكم بر فوتبال قاره سبز.
- گوارديولا و يك جايزه ويژه.
- مربي بارسلونا از منچستر و فينال بزرگ امشب مي گويد.

ايران ورزشي :
- كريمي ريوالدو يا ريوالدوي كريمي ، پرسپوليس بنياد كار ساعت ۱۷ .
- درواكنش به يك مصاحبه ، كريمي : خوردبين بايد ادعايش را ثابت كند.
- عنايتي: به واعظ پيغام دادم با كمال ميل مي آيم.
- دومين ملاقات كفاشيان با همتاي آمريكايي در اجلاس فيفا.
- قرارداد بازي با آمريكا و اسپانيا در باهاماس امضا مي شود.
- ايران ۵ – اندونزي ۰ ؛ ۵ گل در كيسه اميد اندونزي.
- تمرين براي بردن .
- بارسلونا - منچستر ، شبي براي تاريخ سازي.
- فرگوسن : مسي و رونالدو بهترين ها هستند.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۵, جمعه

مورفي جان ! تو روحت


New Page 1

مورفي جان ! تو روحت

براي شروع ! با اين خاطره چطورين
دم در ِ دكه روزنامه فروشي ... ا
من : آقا ... ! 2 تا بسته (...) بدين
آقا ( در حالي كه 2 تا بسته ... رو ميذاره رو پيشخون) : دماغت رو عمل كردي ؟
من : ( با افتخار و اندكي اقتدار ) : نه
آقا : خيلي گنده اس !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ا
من : ........ ( آهاااا ) .... ... ... ... .... ا
.
اينو گفتم كه عمق فاجعه رو بفهمين ! كه يعني هر كي از اين در اومد تو
دو تا زد تو سر ِ ما ... اونوقت من ميگم معصومه ام ! شما بگين نه
.
پ.ن : غمم ، كمم ... نميدونم چرا من انقدر بد ميارم ! يحتمل واسه اينه كه شما بخندين
پ.ن : دندونش حالش خوب بود ! رفتش دكتر ! بيبيدي بابيدي بوووو كرد ... اينجور شد ..ا
پ.ن : يه خاطره از خودم در كنم ؟ باز ! خوشتون بياد ! خريد كردم ! تراول 100 تومني گذاشتم رو ميز ! 5 تومن پس گرفتم !!!! گفتم بقيه اش ؟؟؟؟ گفتن شما 50 تومني دادي ! گفتم آهان ! آره ! باشه ... ( با علم به اينكه 100 تومني گذشتم رو ميز ! روم نميشد بگم ... =)) گفتم ناراحت ميشه يهو ! بهش بر ميخوره =)) =)) =)) ) اينجور آدم مردم داري هستماااا ! ما ميگيم مردم دار ! شما بگو هاااالو
پ.ن : يك سال و نيم ، طول كشيد ! تا ما نصف طلب ِ يكي از فيلمها رو زنده كرديم !!!! به 3 روز نكشيد !!! همش خرج دوا درمون شد =)) =)) اون عرق جبين . كتب يمين و خاك صحنه كه ما خورديم ! حلالمون نبود؟؟؟؟ پنداري كه نبود ديگه ... ... ... ا
.
پ.ن : من ناشكري نميكنم !!!! بابا ! اين كه من 2 ماه گشتم ! كار دم در خونمون پيدا كنم ، كه صبحها ساعت 7 از در خونه نرم بيرون و تو اين ترافيك مزخرف ِ صدر و مدرس و صف ِ طويل تاكسي هاي 7 تير نمونم و .... ناشكري نيست ... اين كه من نخوام ، وقتي ساعت 4:30 از اين خرابشده ميام بيرون ، ساعت 7:30 نرسم خونه ! نا شكري نيست !!!! خدا به سر شاهده نيست !!!!! :( چرا ! بين يك ميليارد و دويست ميليون و صد و بيست و دو ارتش ... قرعه هميشه به نام ِ من ميفته !!!! اي تو روحت ! مورفي !!!! با اون قوانينت
.
پ.ن : غر داره چه واي ! دلمان بسي غصه اش مياد ...هميشه ته ِ بار رسيدم !!! خدا رو شكر كه رسيدم !!!! ولي هميشه ته ِ ش بود
پ.ن : خدايا شكرت
پ.ن : اين هفته رو ، علل حساب رو آب بخندين ! يا برين سيرك ! ... يا بياين با اينا صحبت كنين ، من از تبعيد در بيام ! آيم سو تايرد ... كاشكي من تانك داشتم
پ.ن : اين اتاق عمل سيار چي بود صبح تو اتوبان !!! قدرتي ِ خدا ! آدم چي ميبينه !!!! نكنه دست ِ دكتر خط بخوره ! جاده پيچيد ! آون نپيچه ؟ ها ؟؟؟ اونوقت راهرو نداره !! بيان بيرون دكترا ازش ! بپرسيم دكتر حالش چطوره؟
پ.ن : من داشتم ميميردم هم ، نذارين تو اين قوطي كبريتا عملم كننا ... ... ... من كه شانسم به برج ِ ريغه !!!! جلو در پاركينگ ِ يه خونه اي پارك ميكنن ! وسط عمل جرثقيل مياد ، اتاق عمل رو ميبره پاركينگ ، ميخوابونه ... يا 4 چرخش رو پنچر ميكنن ! به گِل ميشينيم !!!!! كلاً از من دوري كنين
پ.ن : با تشكر ويژه از آشناهاي عزيزي كه منو تو خيابون ، مغازه ، صف تاكسي ، وَن ، كافي شاپ ، مهموني ، ميبينن و چاق سلامتي ميكنن ... مرسي كه منو ميشناسين ! مرسي كه من نميشناسمتون ! اين به نفع خودتونه

ادامه دارد>>>>>>>>>

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

فیسبوکنامه



این کتاب ِ چهره , خوب واسه ما قد علم کرده

درسته که ما اهل کوفه نیستیم , 360 تنها بماند ( در مصرع فوق , کوفه , کنایه از فیس بوک میباشد )ا

ولی دیگه ... تست ِ دیگه ! میکشه آدمو !!!! بی ناموس ! برگشته به من میگه ! اسم شوهرت کریمه ! عاشق پیک نیک رفتن

توی پارک ملته! ... دروغ میگه مثل سگ !!!! کریم ِ من صبح تاغروب تو آپاراتی , با آچار شلاقی و روغن و گریس درگیره

کی وقت میکنه از این الواتی ها بکنه ! پتو پلنگی پشت موتورش تار عنکبوت بسته ! جون نداره ما رو ببره پارک ملت

اینا رو میگم که طرفتو بشناسی ! لامصب انقدر هم سنگینه ! یدک کش باید بیاری ؛ این پیج ها رو ریفرش کنه

شمش ِطلا رنده کردن توش ؟

حالا فكر كن برنده شدي


کلاً عادت دارم , همیشه افراط رو به طرز محیر العقولی چاشنی کارم کنم
آخه غربتی ! مثلاً لاتاری هم بردی
میخوای بعدش چی کار کنی؟ دو تا پلات بگیری ازش , بزنی رو شیشه جلو و عقب ماشین؟
آخه تو , خاک ِ پاک ِ میهن ترک کنی ؟
آخه تو جنبه ء دوری داری؟

تا شعاع دو کیلومتری , کسی بگه من میخوام برم تا ساوجبلاغ

مسافر خورده بهم , اشک حلقه میزنه تو چشمات ... ا
آخه تو امریکا برو یی ؟ حالا بر فرضم که برو یی
آخه تو شانس داری ؟
آخه تو... ... ؟
=))
.
یعنی این انگشتا ! عینهو این پارکینگسونی ها , میلرزید ها

مگه میتونستم بنویسم گوگل دات کام ... هیچ کلمه ای سختتر از گوگل نبود ؟
بعدش هم اسامی برندگان لاتاری گرین کارت
بعد چشما بسته ... اول آیت الکرسی چی بود ... ؟
.
.
جواب , اسامی اعلام شده ! ولی محرمانه اس ! نامه میاد براتون


شیت تو لایف ... ا
یه امسال , من مستعد ِ رفتن بودم
واسه من رازدار بازیشون گرفت

یحتمل اسامی رو میزنن تو پیک سنجش

من بعد از کردان , هنوز کوله م رو باز نکردم

همه چی آماده اس , فقط یکی منو تا فرودگاه امام ببره
.

باری به هر جهت
من برا 30 نفر فرم پر کردم
با همین سوئیتی ِ خودم , عکس گرفتم از همه شون

نمیگذرم ازشون , که خدا ازشون نگذره
اگه برنده بشه , یکیشون و من نشم
واسه هیشکی دعا نمیکنم
شانس که ندارم
مرغ آمین همون موقع از بالا سرم رد میشه
یهو دیدی گرفت دعام !!! چه خاکی به سرم بریزم؟
حسود هم خودتی , عمته , باباته
.
شیت تو این پیشونی نوشت
.
من میخوام برم امریکا چی کار کنم؟؟؟
یکی میاد این مسئله رو برا من باز کنه ؟
به یاد ندارم , برا هیچی تو زندگیم اینجور حول زده باشم
نمیدونم امروز چرا اینجور شدم
من اصلاً قصد مهاجرت نداااااارم
=))
این پرولاپس ِ ما هر روز , خودش یه قشقرق جدید بابت تیر کشیدن و اسپاسم سرچ میکنه
قرصام تموم شد
سوژه بدین
.
.
یکی برا من بستنی طالبی بخره لطفاً
والا راه دوری نمیره ! پام برسه اونور آب
لیتر لیتر , بستنی , از خود میدون واشنگتن براتون دی اچ ال میکنم